الفيض الكاشاني
69
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شرح چيره شدن شيطان بر قلب با وسوسه و معناى وسوسه و علّت غالب شدن آن ( 1 ) بدان كه قلب بسان گنبدى است كه درهايى دارد و از هر درى حالات بدان فرو ريزد ، يا مانند هدفى كه از اطراف تيرها به آن فرود آيد ، يا همانند آينهاى نصب شده است كه انواع صورتها در برابر آن قرار مىگيرد و پياپى در آن صورتى ديده مىشود و از صورت خالى نيست يا مانند حوضى است كه از نهرهاى مختلفى كه به آن سرازير است آبهايى در آن فرو مىريزد . تنها راههاى ورود اين نشانهها كه در هر حال در دل تازه مىشود يا از طريق ظاهر است كه همان حواس پنجگانه است ، و يا از باطن است كه خيال ، شهوت غضب و اخلاق تركيب يافته در مزاج انسان است ، زيرا هرگاه چيزى با حواس درك شود در دل اثر مىگذارد . همچنين هرگاه بر اثر پرخورى يا قوّت مزاج شهوت بجنبد ، اثرى در قلب پديد مىآيد و اگر خود را از احساس و خيالاتى كه در نفس پديد مىآيد باز دارد اثر آن باقى مىماند ، لذا خيال از چيزى به چيزى منتقل مىشود و در نتيجه قلب از حالى به حال ديگر برمىگردد ، و مقصود اين است كه قلب همواره به وسيلهء اين عوامل در تغيير و تحوّل است . آثار ويژهاى كه در دل پديد مىآيد همان خواطر است ، يعنى انديشهها و خاطرههايى است كه بر قلب عارض مىشود و آن ادراكات علمى دل است كه يا بتازگى فرا مىگيرد و يا پس از فراگيرى به ياد مىآورد آن را خواطر مىنامند زيرا پس از آن كه دل از آن غافل بوده به خاطر مىآورد ، و همين خواطر موجب تحريك ارادههاست زيرا نيّت و تصميم و اراده تنها پس از خطور مقصود به دل ، حاصل مىشود . پس مبدأ كارها خواطر است بنابراين خاطر است كه رغبت را تحريك مىكند و رغبت اراده را و اراده نيّت را و نيّت اعضا را به حركت در مىآورد . خواطرى كه رغبت را تحريك مىكند تقسيم مىشود به خواطرى كه به شرّ فرا مىخواند و به آخرت زيان مىرساند و خواطرى كه به خير فرا مىخواند و در